My black eyes
چشمان من , چشمان توست , همان چشمان سیاه
توانی برایم نمی ماند٬ حتی توان گریستن ! وقتی تو نیستی ! نمی دانم ، نمی دانم و نمی خواهم بدانم ، کجایم؟ کیستم ؟ وقتی تو نیستی ! هیچم ، پوچم ،خالی ام و خالی از چه ؟ نمی دانم ! وقتی تو نیستی ! اینجا ، آنجا ، هر کجا که باشم. حقیرم ، کوچکم ، غمگینم ! وقتی تو نیستی ! یاس ، اندوه ، سکوت و تاریکی سهم من است ! وقتی تو نیستی ! یک بار ، دو بار ، هزاران بار می شمرم لحظه های با تو بودن را ! وقتی تو نیستی ! وقتی تو نیستی ! تنهایی ام را با تو قسمت می کنم ! اما تو نیستی ! 
نگین ![]()


